واقعیت Cyberpunk؛ آیا ما در دنیای بلید رانر (Blade Runner) زندگی می‌کنیم؟

 

واقعیت Cyberpunk؛ آیا ما در دنیای بلید رانر (Blade Runner) زندگی می‌کنیم؟

معرفی بلید رانر (Blade Runner)

در سال ۱۹۸۲، ریدلی اسکات با اقتباس از رمان فیلیپ کی. دیک، فیلمی ساخت که تصویر ما از آینده را برای همیشه تغییر داد. “بلید رانر” (Blade Runner) دنیایی را در سال ۲۰۱۹ به تصویر می‌کشید که در آن آسمان‌خراش‌های نئونی سر به فلک کشیده بودند، باران اسیدی بی‌وقفه می‌بارید، انسان‌های مصنوعی (رپلیکانت‌ها) در میان ما راه می‌رفتند و شرکت‌های بزرگ بر همه چیز حکومت می‌کردند. این ژانر که “سایبرپانک” (Cyberpunk) نام گرفت، با شعار “تکنولوژی بالا، زندگی پایین” (High Tech, Low Life) شناخته می‌شود.

اکنون که از سال ۲۰۱۹ عبور کرده‌ایم و به سمت ۲۰۴۹ (زمان وقوع قسمت دوم فیلم) حرکت می‌کنیم، سوال مهمی مطرح می‌شود: آیا پیش‌بینی‌های سایبرپانک به حقیقت پیوسته است؟ آیا ما در همان پادآرمان‌شهری زندگی می‌کنیم که سینما به ما هشدار داده بود؟ در این مقاله، مرز باریک بین فیلم‌های سایبرپانک و واقعیت امروزمان را بررسی می‌کنیم.

بدنه اصلی: تکنولوژی، تنهایی و نئون

۱. هوش مصنوعی و مرز انسانیت

محوری‌ترین موضوع بلید رانر و فیلم‌های مشابه مثل “اکس ماکینا” (Ex Machina) یا “روح در پوسته” (Ghost in the Shell)، هوش مصنوعی است. در فیلم، دکارد (هریسون فورد) تست می‌گیرد تا بفهمد چه کسی انسان است و چه کسی ربات. امروز، با ظهور مدل‌های زبانی پیشرفته مثل ChatGPT و تولیدکنندگان تصویر هوشمند، مرز بین ساخته‌ی دست انسان و ماشین در حال محو شدن است. ما هنوز “رپلیکانت‌های” بیولوژیکی نداریم، اما “دیپ‌فیک‌ها” (Deepfakes) و اینفلوئنسرهای مجازی دقیقاً همان سوال فلسفی بلید رانر را مطرح می‌کنند: “واقعیت چیست؟” ما وارد دورانی شده‌ایم که تشخیص حقیقت از دروغ دیجیتال دشوار شده است.

۲. سلطه ابرشرکت‌ها (Corporatocracy)

در دنیای سایبرپانک، دولت‌ها ضعیف هستند و شرکت‌های عظیمی مثل “تایرل” (Tyrell Corporation) یا “آراساکا” (در بازی سایبرپانک ۲۰۷۷) قدرت واقعی را در دست دارند. نگاهی به دنیای امروز بیندازید. غول‌های تکنولوژی (Big Tech) داده‌های ما را کنترل می‌کنند، بر انتخابات تأثیر می‌گذارند و ثروتی بیشتر از بسیاری از کشورها دارند. تبلیغات هولوگرافیک غول‌پیکری که در بلید رانر ۲۰۴۹ می‌بینیم، نسخه اغراق‌شده‌ی تبلیغات هدفمندی است که هر لحظه در گوشی‌هایمان ما را تعقیب می‌کنند. پیش‌بینی سایبرپانک درباره کالایی شدن همه چیز و قدرت بی‌حد و حصر سرمایه‌داری، شاید دقیق‌ترین بخش این ژانر باشد.

۳. محیط زیست و شهرسازی

زیبایی‌شناسی سایبرپانک با شهرهای شلوغ، آلوده و بدون طبیعت گره خورده است. لس‌آنجلسِ بلید رانر، شهری تاریک و خفه است. اگرچه شهرهای ما هنوز پرنده نیستند، اما بحران‌های اقلیمی، آسمان‌های خاکستری کلان‌شهرها و فاصله طبقاتی که در معماری شهرها دیده می‌شود (برج‌های لوکس در کنار محله‌های فقیرنشین)، شباهت ترسناکی به آن فیلم‌ها دارد. با این حال، ما هنوز به آن سطح از “تراکم نئونی” نرسیده‌ایم و خوشبختانه خورشید هنوز دیده می‌شود، اما هشدار سایبرپانک درباره نابودی طبیعت جدی‌تر از همیشه است.

۴. تنهایی دیجیتال

در “بلید رانر ۲۰۴۹”، شخصیت “کی” (K) با یک هوش مصنوعی هولوگرافیک به نام “جوی” رابطه عاطفی دارد. این تصویر که روزی علمی-تخیلی محض بود، امروز با اپلیکیشن‌های دوست‌یابی هوش مصنوعی و چت‌بات‌های همراه، به واقعیت نزدیک شده است. سایبرپانک پیش‌بینی کرد که تکنولوژی با وجود متصل کردن ما، ما را تنهاتر می‌کند. انزوای اجتماعی در شهرهای شلوغ، موضوعی است که این ژانر به خوبی آن را درک کرده بود.

نتیجه‌گیری

آیا آینده‌ای که بلید رانر پیش‌بینی کرد به حقیقت پیوست؟ پاسخ هم بله است و هم خیر. ما ماشین‌های پرنده نداریم و هنوز مستعمراتی در فضا نساخته‌ایم (هنوز!). اما روحِ سایبرپانک، یعنی ترکیب “تکنولوژی پیشرفته” با “مشکلات اجتماعی عمیق”، دقیقاً توصیف جهان امروز ماست.

بسیاری از منتقدان می‌گویند ما در یک “سایبرپانک خسته‌کننده” (Boring Dystopia) زندگی می‌کنیم؛ جایی که نظارت دیجیتالی و هوش مصنوعی وجود دارد، اما بدون آن لباس‌های چرمی باحال و نورهای نئونی جذاب. سینمای سایبرپانک به ما هشدار داد، و حالا ما در حال زندگی کردن در نسخه‌ای از آن هشدار هستیم. شاید وقت آن رسیده که دوباره این فیلم‌ها را ببینیم، نه به عنوان سرگرمی، بلکه به عنوان مستندهایی از آینده‌ی احتمالی.

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه داستان فیلم را اسپویل می‌کند؟

logo دانلود اپلیکیشن کافه مدیا از کافه بازار