
معرفی Deadpool & Wolverine (ددپول و ولورین)
دنیای سینمایی مارول (MCU) مدتی است که در طوفانی از نقدهای منفی و کاهش فروش در گیشه دست و پا میزند. پس از پایان حماسه ابدیت، بسیاری معتقد بودند که جادوی مارول از بین رفته است. اما حالا، یک منجی غیرمنتظره با لباس قرمز و یک همرزم خشن با چنگالهای آدامنتیوم از راه رسیدهاند. فیلم Deadpool & Wolverine (ددپول و ولورین) فراتر از یک دنباله ساده، به عنوان یک نقطه عطف برای دیزنی و مارول شناخته میشود. اما سوال اصلی اینجاست: آیا این زوج متضاد میتوانند شکوه گذشته را به این فرانچایز بازگردانند؟
بازگشت باشکوه هیو جکمن؛ فراتر از یک نوستالژی
بزرگترین بمب خبری این فیلم، بازگشت هیو جکمن به نقش ولورین بود. پس از پایان دراماتیک و بینقص شخصیت لوگان در سال ۲۰۱۷، بسیاری نگران بودند که حضور دوباره او باعث خدشهدار شدن آن میراث شود. اما مارول با استفاده از مفهوم «چندجهانی» (Multiverse)، نسخهای متفاوت از ولورین را معرفی میکند که نه تنها به پایانبندی قبلی لطمه نمیزند، بلکه ابعاد جدیدی از رنج و خشم این شخصیت را به نمایش میگذارد.
شیمی میان رایان رینولدز و هیو جکمن، که در دنیای واقعی نیز دوستان نزدیکی هستند، موتور محرک اصلی فیلم است. تضاد میان شوخطبعی لجامگسیخته ددپول و جدیت و تلخی ولورین، کمدی و درامی خلق کرده که مشابهاش را در هیچکدام از آثار قبلی مارول ندیدهایم. این همان پیوندی است که طرفداران سالها در انتظار دیدنش روی پرده نقرهای بودند.
درجه سنی R؛ آزادی عمل در دنیای سانسور شده دیزنی
یکی از بزرگترین نگرانیها پس از خرید فاکس توسط دیزنی، سرنوشت لحن بزرگسالانه ددپول بود. اما خوشبختانه، Deadpool & Wolverine اولین فیلم رسمی MCU با درجه سنی بزرگسال (R) است. این موضوع به کارگردان فیلم، شاون لیوی، اجازه داده تا بدون واهمه از سانسور، خشونت افسارگسیخته و شوخیهای گزنده ددپول را به نمایش بگذارد.
این آزادی عمل باعث شده فیلم بتواند به راحتی با خودِ مارول، دیزنی و حتی اشتباهات گذشته این کمپانیها شوخی کند. ددپول در این فیلم “مسیحای مارول” نامیده میشود و این خودآگاهی (Meta-humor) دقیقاً همان چیزی است که مخاطب خسته از فرمولهای تکراری مارول به آن نیاز دارد. فیلم آینهای است که نقاط ضعف MCU را با خنده و خون به رخ میکشد.
انتظارات بالای طرفداران و فشار بر دوش “مسیحای مارول”
مارول در فازهای اخیر با مشکل “کمیت به جای کیفیت” روبرو بود. سریالهای متعدد و فیلمهای ضعیف باعث دلزدگی مخاطب شده بودند. حالا تمام فشارها روی دوش ددپول است تا ثابت کند مارول هنوز هم میتواند قصههایی جذاب، منسجم و هیجانانگیز تعریف کند.
انتظار میرود این فیلم نه تنها در گیشه رکوردشکنی کند، بلکه راه را برای ورود رسمی «مردان ایکس» (X-Men) به دنیای اصلی مارول باز کند. حضور شخصیتهای فرعی دنیای فاکس و ایستراگهای (Easter Eggs) بیشمار برای طرفداران کمیک، این فیلم را به یک جشن بزرگ برای عاشقان دنیای ابرقهرمانی تبدیل کرده است.
تحلیل فنی و ساختار روایی
شاون لیوی نشان داده که در ترکیب اکشن و کمدی تخصص دارد. سکانسهای مبارزه در این فیلم با رقصپردازی (Choreography) بسیار دقیق طراحی شدهاند که از ویژگیهای بارز شخصیت ولورین بهره میبرند. موسیقی متن نیز مانند قسمتهای قبلی ددپول، ترکیبی از ترانههای پاپ نوستالژیک و موسیقی حماسی است که تضاد جالبی با صحنههای خشن ایجاد میکند.
با این حال، فیلم با چالش بزرگی روبروست: غرق نشدن در دریای “فنسرویس” (Fan Service). در حالی که دیدن شخصیتهای قدیمی لذتبخش است، اما فیلم باید بتواند داستانی مستقل و دارای وزن عاطفی ارائه دهد تا صرفاً به یک کلاژ از لحظات نوستالژیک تبدیل نشود.
چرا باید این فیلم را دنبال کنیم؟
فیلم Deadpool & Wolverine بیش از یک فیلم ابرقهرمانی، یک بیانیه است. بیانیهای مبنی بر اینکه سینمای بلاکباستری هنوز زنده است، به شرطی که به شعور مخاطب احترام بگذارد و از ریسک کردن نترسد. این فیلم برای مارول حکم یک شروع دوباره را دارد؛ شروعی که شاید با خون و شوخیهای منشوری همراه باشد، اما بوی موفقیت میدهد.
نقاط قوت:
- بازگشت هیو جکمن با همان ابهت همیشگی.
- شوخیهای گزنده و ساختارشکن با دنیای مارول.
- حفظ درجه سنی بزرگسال و وفاداری به ریشههای ددپول.
نقاط ضعف:
- وابستگی زیاد به دانستن تاریخچه دنیای مارول و فاکس.
- خطر اولویت دادن به نوستالژی بر روایت داستانی عمیق.