تحلیل روانشناختی ترومای نسلی در انیمیشن‌های افسون و قرمز شدن دیزنی

ترومای نسلی در انیمیشن‌های دیزنی

ترومای نسلی در انیمیشن‌های جدید دیزنی

اگر به روند انیمیشن‌های اخیر دیزنی و پیکسار دقت کرده باشید، متوجه یک تغییر بزرگ خواهید شد: دیگر خبری از جادوگران شرور، نامادری‌های ظالم یا اژدهایان ترسناک نیست. در عوض، “شرور” داستان‌های امروزی، مفاهیمی عمیق‌تر و روانی‌تر هستند. یکی از مهم‌ترین این مفاهیم که دیزنی اخیراً با شجاعت به آن پرداخته، “ترومای نسلی” (Generational Trauma) یا آسیب‌های روانی بین‌نسلی است. انیمیشن‌هایی مانند “افسون” (Encanto) و “قرمز شدن” (Turning Red) به جای نبرد شمشیرها، نبرد درون خانواده‌ها برای التیام زخم‌های گذشته را به تصویر می‌کشند. در این مقاله، به بررسی این پدیده روانشناختی در شاهکارهای جدید دیزنی می‌پردازیم.

ترومای نسلی (Generational Trauma) چیست؟

ترومای نسلی به آسیب‌های روانی، عاطفی و حتی فیزیکی گفته می‌شود که از یک نسل به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود. وقتی یک فرد (مثلاً پدربزرگ یا مادربزرگ) یک رویداد به شدت تلخ مانند جنگ، مهاجرت اجباری، فقر یا از دست دادن عزیزان را تجربه می‌کند و این زخم‌ها درمان نمی‌شوند، مکانیزم‌های دفاعی و اضطراب‌های ناشی از آن، از طریق رفتار، تربیت و حتی ژنتیک به فرزندان و نوه‌ها منتقل می‌گردد. این چرخه تا زمانی که کسی تصمیم به شکستن آن نگیرد، ادامه می‌یابد.

معرفی انیمیشن افسون (Encanto): سنگینی انتظارات و کمال‌گرایی سمی

انیمیشن “انکانتو” یک کلاس درس کامل درباره ترومای نسلی است. داستان حول محور خانواده کلمبیایی مادریگال می‌چرخد که هر کدام قدرت جادویی خاصی دارند، به جز میرابل. اما ریشه مشکل کجاست؟ “آبوئلا” (مادربزرگ خانواده) در جوانی همسرش را در یک درگیری از دست داده و مجبور به فرار شده است. این ترومای شدید و ترس از دست دادن دوباره خانه و خانواده، باعث شده تا او به یک کنترل‌گر بی‌نقص‌گرا تبدیل شود.

آبوئلا ناخودآگاه به فرزندان و نوه‌هاش این پیام را می‌دهد که: “شما فقط زمانی ارزشمند هستید که بی‌نقص باشید و به خانواده خدمت کنید.” این فشار روانی باعث می‌شود خواهر میرابل (لوئیزا) زیر بار مسئولیت‌ها خرد شود و ایزابلا برای حفظ ظاهر عالی، احساسات واقعی‌اش را سرکوب کند. میرابل، به عنوان فردی فاقد قدرت جادویی، در واقع همان کسی است که شجاعت روبرو شدن با این ترومای پنهان را دارد و چرخه آسیب را می‌شکند.

معرفی انیمیشن قرمز شدن (Turning Red): سرکوب احساسات و سایه مادران

انیمیشن “قرمز شدن” به شکل استعاری و طنزآمیز، به موضوع بلوغ و انتقال تروما در خانواده‌های مهاجر آسیایی می‌پردازد. “می‌لی”، دختر ۱۳ ساله‌ای است که هرگاه احساسات شدیدی (مانند خشم، هیجان یا عشق) را تجربه می‌کند، به یک پاندای سرخ غول‌پیکر تبدیل می‌شود.

مادر او، مینگ، زنی به شدت کنترل‌گر است که سعی دارد تمام جنبه‌های زندگی دخترش را مدیریت کند. اما با پیشروی داستان متوجه می‌شویم که خود مینگ نیز قربانی کمال‌گرایی و سخت‌گیری‌های مادر خودش بوده است. پاندای سرخ، نمادی از احساسات سرکوب‌شده، استقلال‌طلبی و بخش‌های تاریک اما طبیعی وجود ماست که نسل‌های قبلی سعی در پنهان کردن آن داشته‌اند. پیام فیلم روشن است: برای التیام یافتن، نباید بخش‌هایی از وجودمان را پنهان کنیم، بلکه باید آن‌ها را بپذیریم.

چرا دیزنی به سراغ ترومای نسلی رفته است؟

تغییر رویکرد دیزنی بازتابی از تغییرات جامعه مدرن است. نسل امروز (Millennials و Gen Z) بیش از هر زمان دیگری به سلامت روان اهمیت می‌دهد. دیزنی متوجه شده است که کودکان و والدین امروزی، بیشتر از آنکه با جادوگران خیالی درگیر باشند، با فشارهای روانی، انتظارات خانواده و اضطراب‌های درونی دست و پنجه نرم می‌کنند. این انیمیشن‌ها به خانواده‌ها کمک می‌کنند تا باب گفتگو درباره احساسات سرکوب‌شده و زخم‌های قدیمی را باز کنند.

نتیجه‌گیری

انیمیشن‌های “افسون” و “قرمز شدن” ثابت می‌کنند که سینمای کودک و نوجوان می‌تواند عمیق‌ترین مفاهیم روانشناسی را با زبانی ساده و رنگارنگ بیان کند. ترومای نسلی یک واقعیت تلخ است، اما این فیلم‌ها به ما امید می‌دهند. آن‌ها نشان می‌دهند که عشق واقعی خانواده در کنترل کردن و بی‌نقص بودن نیست، بلکه در پذیرش ضعف‌ها، درک متقابل و شجاعتِ شکستن چرخه‌های سمی گذشته است. آیا شما هم در خانواده خود الگوهای تکرارشونده‌ای از نسل‌های قبل می‌بینید؟ نظرات خود را درباره این انیمیشن‌های تاثیرگذار با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه داستان فیلم را اسپویل می‌کند؟

logo دانلود اپلیکیشن کافه مدیا از کافه بازار