
تکامل استایل Goth در سینما: از جنونِ بیتلجوس تا سردیِ ونزدی آدامز
مقدمه:
وقتی صحبت از زیباییشناسی یا همان “Aesthetic” در سینما میشود، کمتر سبکی به اندازه استایل “Goth” (گوتیک) توانسته است در طول دههها دوام بیاورد، تغییر شکل دهد و همچنان نمادین باقی بماند. برای بسیاری از ما، سینمای گوتیک تنها به معنای فیلمهای ترسناک و خانههای جنزده نیست؛ بلکه نوعی نگرش به زندگی است که در آن سیاهی، غم و مالیخولیا به شکلی هنرمندانه و حتی عاشقانه به تصویر کشیده میشوند.
از دهه ۸۰ میلادی که فرهنگ گوت از دل موسیقی پست-پانک بیرون آمد و راهش را به سینما باز کرد، تا امروز که سریال “ونزدی” (Wednesday) رکوردهای نتفلیکس را جابهجا میکند، این سبک دچار دگرگونیهای جذابی شده است. اما چه چیزی باعث میشود که دختری با لباسهای سیاه و چهرهای رنگپریده، از لیدیا دیتز در “بیتلجوس” گرفته تا ونزدی آدامز مدرن، تا این حد برای مخاطبان جذاب باشد؟ در این مقاله، سفری خواهیم داشت به دنیای سایهها تا ببینیم چگونه سینما، مفهوم “Goth” را از یک خردهفرهنگ حاشیهای به یک ترند جهانی تبدیل کرد.
معرفی (بیتلجوس) و تولد گوتیک سینمایی مدرن: تیم برتون و لیدیا دیتز
نمیتوان از استایل گوت در سینما حرف زد و نامی از “تیم برتون” نبرد. او پدرخواندهی گوتیک فانتزی در هالیوود است. اما نقطه عطف ماجرا در سال ۱۹۸۸ با فیلم “بیتلجوس” (Beetlejuice) رقم خورد. شخصیت “لیدیا دیتز” با بازی وینونا رایدر، کهنالگوی دختر گوتیک را برای همیشه در ذهنها حک کرد.
لیدیا دیتز نمایندهی نسل نوجوانی بود که خود را “عجیب و غریب و متفاوت” (Strange and Unusual) میدانستند. استایل او ترکیبی از لباسهای توری سیاه، کلاههای لبهدار بزرگ، صورت رنگپریده و چتریهای نامنظم بود. اما مهمتر از ظاهر، روحیهی او بود. لیدیا از ارواح نمیترسید؛ او با آنها دوست میشد چون زندهها را کسلکننده میدانست. این نوع نگاه، پایه و اساس جذابیت شخصیتهای گوتیک شد: کسانی که زیبایی را در جایی میبینند که دیگران وحشت را میبینند. در این دوره، گوتیک سینمایی حالتی نمایشی، کمی شلخته و بسیار احساسی داشت که مستقیماً از موسیقی راک و پانک آن دهه تغذیه میکرد.
دهه ۹۰ و اوجگیری رمانتیسم سیاه
با ورود به دهه ۹۰، زیباییشناسی گوتیک در سینما کمی جدیتر و رمانتیکتر شد. فیلمهایی مثل “The Crow” (کلاغ) و “Edward Scissorhands” (ادوارد دستقیچی)، گوتیک را با تراژدی و عشق پیوند زدند. در اینجا، رنگ سیاه دیگر فقط نشانه شورش نبود، بلکه نماد سوگواری و عشقی ابدی بود.
چرمهای براق، بارانهای مداوم، معماریهای بلند و نوکتیز و آرایشهای غلیظ دور چشم، المانهای بصری این دوره بودند. شخصیتهای گوتیک دهه ۹۰ معمولاً ضدقهرمانانی بودند که جامعه آنها را طرد کرده بود. این حس “طرد شدگی” باعث شد تا نوجوانان بسیاری با این کاراکترها همذاتپنداری کنند. سینما به ما یاد داد که استایل گوتیک، زرهی است که شخصیتهای حساس برای محافظت از خود در برابر دنیای بیرحم بیرون به تن میکنند.
معرفی (ونزدی) و عصر جدید: ظهور “Soft Goth”
بیایید به سال ۲۰۲۲ و سریال پدیده “ونزدی” پرش کنیم. جنا اورتگا در نقش ونزدی آدامز، تعریف جدیدی از گوتیک را به نسل Z ارائه داد. اگر لیدیا دیتزِ دهه ۸۰ احساساتی و دراماتیک بود، ونزدیِ قرن ۲۱ سرد، منطقی و بیتفاوت است.
استایل ونزدی در این سریال، ترکیبی هوشمندانه از گوتیک کلاسیک و ترندهای مدرن مثل “Dark Academia” است. او همچنان سیاه میپوشد، اما لباسهایش برشهای تمیزتر و مدرنتری دارند. استفاده از یقههای سفید بزرگ، بافتهای شطرنجی و کفشهای پلتفرم (لژدار)، باعث شد تا استایل او بلافاصله از صفحه تلویزیون به خیابانها و تیکتاک راه پیدا کند.
تفاوت بزرگ در “نگرش” است. ونزدی آدامز به دنبال تایید شدن نیست و حتی به دنبال پیدا کردن دوست هم نیست. او از تنهایی خود لذت میبرد و این اعتماد به نفس بالا، او را به یک آیکون مدرن تبدیل کرده است. زیباییشناسی گوتیک در اینجا دیگر نشانه افسردگی نیست، بلکه نشانه قدرت، هوش و استقلال است. پالت رنگی سریال نیز اگرچه تیره است، اما کنتراست بالایی دارد و با سلیقه بصری مخاطب امروزی که به تصاویر شفاف و شارپ عادت دارد، همخوانی کامل دارد.
چرا زیباییشناسی Goth هرگز نمیمیرد؟
شاید بپرسید چرا بعد از گذشت ۴۰ سال، همچنان لباسهای سیاه و فضای تاریک در سینما جذاب است؟ پاسخ در روانشناسی رنگها و نیاز انسان به پذیرش بخش تاریک وجودش نهفته است. سینمای گوتیک به ما اجازه میدهد با ترسها، مرگ و تنهایی روبرو شویم، اما در محیطی امن و زیبا.
علاوه بر این، استایل گوتیک همیشه نماد “فردیت” بوده است. در دنیایی که همه سعی دارند شبیه به هم باشند و از ترندهای رنگارنگ پیروی کنند، انتخاب رنگ سیاه و زیباییشناسی تاریک، نوعی بیانیه شخصی است. فیلمهایی که از این پالت استفاده میکنند، معمولاً داستان کسانی را روایت میکنند که جرات متفاوت بودن را دارند.
نتیجهگیری
از نگاههای خیره و مالیخولیایی وینونا رایدر در اتاق زیرشیروانی خانه بیتلجوس تا رقص وایرال شده و نگاههای سرد جنا اورتگا در آکادمی نورمور، زیباییشناسی “Goth” مسیری طولانی را طی کرده است. این سبک از یک ترند زیرزمینی به بخشی جداییناپذیر از فرهنگ پاپ تبدیل شده است.
سینما به ما نشان داد که گوتیک بودن لزوماً به معنای غمگین بودن نیست؛ بلکه میتواند به معنای داشتن نگاهی عمیقتر به زندگی، مرگ و هر آن چیزی باشد که در سایهها پنهان شده است. چه طرفدار نوستالژی دهه ۸۰ باشید و چه عاشق مینیمالیسم تاریک امروزی، سینما همیشه یک صندلی در تاریکترین ردیف سالن برای شما نگه داشته است.