بازگشت زیبایی‌شناسی گرانج (Grunge) دهه ۹۰ به سینما و مد

 

بوی روح نوجوانی: بازگشت زیبایی‌شناسی گرانج (Grunge) دهه ۹۰ به سینما و مد

مقدمه: وقتی “نامرتب بودن” مد شد

پیراهن‌های فلانل چهارخانه، موهای چرب و به‌هم‌ریخته، شلوارهای جین پاره و نگاهی که می‌گوید “هیچ‌چیز برایم مهم نیست”. به دنیای گرانج (Grunge) خوش آمدید.

دهه ۹۰ میلادی دورانی عجیب در فرهنگ عامه بود. پس از زرق‌وبرق و نئون‌های دهه ۸۰، ناگهان همه چیز تیره‌تر، واقعی‌تر و کثیف‌تر شد. این جنبش که ابتدا از موسیقی راک سیاتل (گروه‌هایی مثل نیروانا) شروع شد، به سرعت سینما و مد را تسخیر کرد.

امروز، با گذشت سه دهه، شاهد بازگشت قدرتمند این زیبایی‌شناسی (Aesthetic) در فیلم‌ها و سریال‌های جدید هستیم. نسل Z (Gen Z) عاشق استایل دهه ۹۰ شده است. اما گرانج در سینما فقط یک مدل لباس پوشیدن نیست؛ یک فلسفه است. فلسفه‌ای که می‌گوید: “دنیا جای خرابی است، پس بیایید تظاهر به کامل بودن نکنیم.”

معرفی (باشگاه مشت‌زنی) و فلسفه گرانج در سینما: زیبایی در زشتی

سینمای گرانج دهه ۹۰، سینمای ضدقهرمان‌های افسرده و فضاهای شهری کثیف بود. فیلم‌هایی مثل “باشگاه مشت‌زنی” (Fight Club) دیوید فینچر، اوج این زیبایی‌شناسی هستند. نورپردازی‌های سبز و زرد بیمارگونه، آپارتمان‌های نمور که سقفشان چکه می‌کند و شخصیت‌هایی که زیر چشمشان کبود است.

در این فیلم‌ها، زیبایی در تمیزی و نظم نیست؛ بلکه در پوسیدگی و هرج‌ومرج است. این استایل واکنشی بود به مصرف‌گرایی افراطی آمریکا. تایلر دردن در باشگاه مشت‌زنی می‌گوید: “ما مصرف‌کنندگانی هستیم که اسیر سبک زندگی‌مان شده‌ایم.” سینمای گرانج سعی داشت این اسارت را با نشان دادن زشتی‌های پنهان شهر و روان انسان، به چالش بکشد. این فیلم‌ها معمولاً با فیلم‌برداری‌های دانه‌دار (Grainy) و رنگ‌های اشباع‌زدایی شده (Desaturated) همراه بودند که حس مستندگونه و خامی به اثر می‌داد.

مد و کاراکتر: لباس‌هایی که حرف می‌زنند

در سینمای دهه ۹۰، لباس شخصیت‌ها بازتاب‌دهنده بی‌تفاوتی آن‌ها بود. برخلاف فیلم‌های امروزی که هر لباس با دقت میلی‌متری طراحی شده تا بی‌نقص به نظر برسد، شخصیت‌های گرانج طوری لباس می‌پوشیدند که انگار اولین چیزی که دم دستشان بوده را تن کرده‌اند.

به فیلم “آیداهوی اختصاصی خودم” (My Own Private Idaho) نگاه کنید. لباس‌های لایه لایه، کاپشن‌های گشاد و کهنه، نمادی از بی‌خانمانی و در عین حال آزادی شخصیت‌ها بود. این استایل “ضد مد” (Anti-Fashion) خود به یک مد تبدیل شد. امروزه در فیلم‌ها و سریال‌هایی مثل “Euphoria”، می‌بینیم که طراحان لباس دوباره به سراغ همان المان‌ها رفته‌اند: تیشرت‌های گرافیکی قدیمی، آرایش‌های اسموکی و نامرتب و ترکیب‌های ناهماهنگ. این لباس‌ها فریاد می‌زنند که شخصیت داستان، اهمیتی به قضاوت دیگران نمی‌دهد.

چرا گرانج دوباره محبوب شده است؟

چرا نوجوانان امروزی که اصلاً در دهه ۹۰ به دنیا نیامده بودند، عاشق این استتیک هستند؟ پاسخ در “جستجوی اصالت” نهفته است.

ما در دورانی زندگی می‌کنیم که شبکه‌های اجتماعی پر از فیلترهای زیبایی و زندگی‌های دروغین و بی‌نقص است. اینستاگرام و تیک‌تاک فضایی پلاستیکی و مصنوعی ساخته‌اند. در مقابل، استتیک گرانج دهه ۹۰، خام، صادقانه و بدون فیلتر به نظر می‌رسد.

جوانان امروزی با دیدن فیلم‌های آن دهه، حسرت دورانی را می‌خورند که اینترنت هنوز بر زندگی مسلط نشده بود و آدم‌ها واقعی‌تر بودند. بازگشت گرانج در سینمای مدرن (مانند فیلم “The Batman” جدید که بتمنی با استایل گرانج و خط چشم ریخته را نشان داد)، تلاشی برای بازگرداندن آن حس تاریک اما واقعی به پرده سینماست.

نتیجه‌گیری

گرانج چیزی فراتر از پیراهن چهارخانه است؛ گرانج صدای نسلی بود که احساس می‌کرد نادیده گرفته شده است و حالا صدای نسل جدیدی شده که از کمال‌گرایی مصنوعی خسته است.

بازگشت این سبک به سینما نشان می‌دهد که مخاطبان تشنه‌ی دیدن نقص‌ها هستند. آن‌ها قهرمانانی می‌خواهند که لباس‌هایشان چروک است، موهایشان به‌هم‌ریخته است و زندگی‌شان کامل نیست؛ درست مثل خودشان. سینمای گرانج به ما یادآوری می‌کند که گاهی اوقات، واقعی بودن خیلی جذاب‌تر از زیبا بودن است.

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه داستان فیلم را اسپویل می‌کند؟

logo دانلود اپلیکیشن کافه مدیا از کافه بازار