
فیلمهای “Coming of Age”: چگونه “لیدی برد” (Lady Bird) حس نوجوانی را دقیق به تصویر میکشد؟
مقدمه
نوجوانی، دورانی پر از تضادها، کشمکشها، رویاپردازیها و بحرانهای هویت است. انتقال از دنیای کودکی به بزرگسالی، همواره یکی از جذابترین سوژهها برای فیلمسازان بوده است که منجر به پیدایش ژانر محبوبی به نام “Coming of Age” (سینمای بلوغ) شده است. در میان صدها فیلمی که در این ژانر ساخته شدهاند، یافتن اثری که بدون کلیشههای رایج هالیوودی، حس واقعی و خام نوجوانی را منتقل کند، کار آسانی نیست. اما فیلم لیدی برد (Lady Bird) محصول سال ۲۰۱۷، به کارگردانی گرتا گرویگ، توانست این کار را با ظرافتی بینظیر انجام دهد. در این مقاله، به بررسی ژانر بلوغ میپردازیم و تحلیل میکنیم که چرا لیدی برد یکی از دقیقترین و ملموسترین تصاویر از دوران نوجوانی در سینمای مدرن است.
ژانر Coming of Age (بلوغ) چیست و چرا جذاب است؟
فیلمهای ژانر Coming of Age، آثاری هستند که تمرکز اصلی آنها بر رشد روانشناختی و اخلاقی شخصیت اصلی از جوانی تا بزرگسالی است. این فیلمها معمولاً به مسائلی چون کشف هویت، استقلالطلبی، اولین تجربههای عاطفی، شورش علیه والدین و درک واقعیتهای تلخ و شیرین جامعه میپردازند. جذابیت این ژانر در همذاتپنداری عمیق مخاطب نهفته است؛ همه ما روزی نوجوان بودهایم و تماشای دغدغههای مشابه روی پرده سینما، حسی از نوستالژی، درک شدن و آرامش را به ما منتقل میکند. یک فیلم موفق در این ژانر، باید بتواند مرز باریک بین کمدیِ خامیِ جوانی و درامِ دردناکِ بزرگ شدن را به درستی طی کند.
معرفی (لیدی برد): نگاهی به شاهکار گرتا گرویگ
فیلم لیدی برد، داستان دختری دبیرستانی به نام کریستین مکفرسون (با بازی درخشان سیرشا رونان) را روایت میکند که اصرار دارد او را “لیدی برد” صدا بزنند. او در شهر ساکرامنتو زندگی میکند، شهری که از آن متنفر است و آرزو دارد برای رفتن به دانشگاه به ساحل شرقی آمریکا فرار کند. گرتا گرویگ در اولین تجربه کارگردانی مستقل خود، اثری نیمهخودزندگینامهای خلق کرده که به جای تمرکز بر یک اتفاق بزرگ و دراماتیک، بر روی لحظات کوچک، روزمره و به شدت واقعی زندگی یک نوجوان تمرکز دارد.
چرا لیدی برد واقعیترین تصویر از نوجوانی است؟
موفقیت لیدی برد در میان منتقدان و تماشاگران، بیدلیل نیست. این فیلم توانسته است المانهای نوجوانی را با دقتی روانشناسانه به تصویر بکشد:
بحران هویت و نامگذاری
کریستین با انتخاب نام “لیدی برد” برای خود، در واقع در حال تلاش برای کنترل هویت خویش و فاصلهگیری از چیزی است که خانواده و جامعه به او تحمیل کردهاند. این نیاز به دیده شدن و متفاوت بودن، ذاتِ روانشناسی نوجوانی است.
رابطه پیچیده مادر و دختر
نقطه قوت اصلی فیلم، تصویرسازی بینظیر از رابطه لیدی برد با مادرش، ماریون (با بازی لاری متکالف) است. این رابطه پر از عشق عمیق و در عین حال دعواهای ویرانگر است. فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه یک نوجوان میتواند در یک لحظه مادرش را بپرستد و در لحظهای دیگر از او متنفر باشد. این پویایی، یکی از دقیقترین تصویرسازیهای روابط خانوادگی در سینماست.
شورشهای بیدلیل و اشتباهات مکرر
لیدی برد یک قهرمان بینقص نیست. او دروغ میگوید، دوستان صمیمیاش را به خاطر افراد به اصطلاح “خفنتر” رها میکند و تصمیمات احمقانهای میگیرد. فیلم این اشتباهات را قضاوت نمیکند، بلکه آنها را به عنوان بخش ضروری از فرآیند یادگیری و بزرگ شدن به رسمیت میشناسد.
عشق و نفرت به زادگاه
لیدی برد مدام از شهر ساکرامنتو شکایت میکند، اما در نهایت متوجه میشود که هویت او با این شهر گره خورده است. این احساس دوگانه نسبت به خانه و ریشهها، تجربه مشترک بسیاری از جوانانی است که در آستانه ترک خانه هستند.
جایگاه فیلم Lady Bird در میان بهترین فیلمهای نوجوانی
در مقایسه با فیلمهای کلاسیک این ژانر مانند باشگاه صبحانه (The Breakfast Club) یا مزایای گوشهگیر بودن (The Perks of Being a Wallflower)، فیلم لیدی برد رویکردی مستندگونهتر و کمتر رمانتیک به نوجوانی دارد. دیالوگهای سریع، تدوین پرشتاب و طنز تلخ فیلم، آن را به اثری تبدیل کرده که صدای واقعی نسل جدید را منعکس میکند و استانداردهای سینمای بلوغ را ارتقا داده است.
نتیجهگیری
فیلمهای “Coming of Age” آینهای تمامنما از آسیبپذیرترین و در عین حال زیباترین دوران زندگی انسان هستند. فیلم لیدی برد با دوری از کلیشههای رایج و پرداختن به جزئیات ملموس زندگی یک دختر نوجوان، توانسته است به اثری ماندگار در تاریخ سینما تبدیل شود. این فیلم به ما یادآوری میکند که بزرگ شدن، فرآیندی پر از درد، اشتباه، خنده و در نهایت، پذیرش خود و ریشههایمان است. اگر به دنبال فیلمی هستید که حس واقعی نوجوانی را بدون اغراق به شما یادآوری کند، تماشای لیدی برد در وبسایت ما یک انتخاب بینقص خواهد بود.