خداحافظی با "Manic Pixie Dream Girl"؛ پایان یک کلیشه جنسیتی

 

معرفی کلیشه Manic Pixie Dream Girl (الیزابت‌تاون)

آیا تا به حال در فیلم‌های کمدی-رمانتیک یا درام‌های مستقل (Indie) با این الگو مواجه شده‌اید؟ پسری جوان، حساس، درون‌گرا و کمی افسرده که زندگی‌اش یکنواخت و بی‌هدف است. ناگهان دختری وارد زندگی‌اش می‌شود؛ دختری زیبا اما عجیب، با لباس‌های رنگارنگ وینتج، سلیقه موسیقی خاص (معمولاً راک مستقل یا قدیمی)، رفتارهای کودکانه و پرشور که هیچ دغدغه‌ای در زندگی ندارد جز اینکه دست پسر را بگیرد و به او یاد بدهد چطور “واقعی زندگی کند”. این دختر همان “Manic Pixie Dream Girl” (MPDG) یا “دختر رویاییِ پری‌مانندِ شیدا” است. اصطلاحی که ناتان رابین، منتقد سینما، در سال ۲۰۰۷ برای توصیف شخصیت کریستن دانست در فیلم Elizabethtown ابداع کرد. اما چرا این شخصیت جذاب، در واقع یکی از سمی‌ترین کلیشه‌های جنسیتی سینماست؟

کالبدشکافی یک توهم

MPDG یک انسان واقعی نیست؛ او یک ابزار داستانی است. مشکل اصلی اینجاست که این شخصیت‌ها “دنیای درونی” ندارند. آن‌ها هیچ رویا، ترس، جاه‌طلبی شغلی، مشکل خانوادگی یا گذشته‌ای پیچیده ندارند که مستقلاً به خودشان مربوط باشد. تمام وجود آن‌ها، تمام دیوانه‌بازی‌ها و جذابیت‌هایشان، فقط و فقط برای این طراحی شده که شخصیت مردِ افسرده داستان را نجات دهند. به محض اینکه مرد داستان یاد گرفت بخندد، عاشق شود و زندگی را در آغوش بگیرد، ماموریت MPDG تمام می‌شود و او عملاً از اهمیت ساقط می‌شود.

مثال بارز این کلیشه، شخصیت “سم” در فیلم Garden State (با بازی ناتالی پورتمن) است. او عجیب است، دروغ‌های بی‌ضرر می‌گوید، حیوانات عجیب نگه می‌دارد و تمام وقتش را صرف بهبود حال روحی شخصیت اصلی مرد می‌کند. او وجود دارد تا مرد داستان احساس خاص بودن کند. این نگاه ابزاری به زن، حتی اگر در قالبی جذاب و دوست‌داشتنی ارائه شود، تقلیل‌گرایانه است.

۵۰۰ روز سامر (500 Days of Summer): نقد هوشمندانه یا تکرار کلیشه؟

بحث‌برانگیزترین فیلم در این زمینه، 500 Days of Summer است. بسیاری از مخاطبان به اشتباه شخصیت “سامر” (با بازی زویی دشانل) را نمونه نهایی یک MPDG می‌دانند. سامر زیباست، آهنگ‌های اسمیتز را دوست دارد و در نگاه اول همان دختر رویایی است. اما واقعیت این است که این فیلم یک شالوده‌شکنی (Deconstruction) عالی از این کلیشه است.

فیلم از زاویه دید تام (شخصیت مرد) روایت می‌شود. تام یک راوی غیرقابل اعتماد است. او سامر را آنطور که هست نمی‌بیند، بلکه آنطور که “دوست دارد باشد” می‌بیند. او سامر را به یک بت تبدیل کرده و انتظار دارد سامر مسئول خوشبختی او باشد. اما فیلم به ما نشان می‌دهد که سامر یک انسان واقعی و مستقل است. او از همان ابتدا می‌گوید که دنبال رابطه جدی نیست. او احساسات و تغییرات خودش را دارد که تام به دلیل خودخواهی‌اش آن‌ها را نادیده می‌گیرد. وقتی سامر طبق فانتزی تام رفتار نمی‌کند، تام ویران می‌شود و سامر را مقصر می‌داند. در واقع، فیلم 500 Days of Summer هشداری است به مردان که زنان واقعی، “Manic Pixie Dream Girl” نیستند و نباید چنین انتظاری از آن‌ها داشت.

درخشش ابدی یک ذهن پاک (Eternal Sunshine of the Spotless Mind): تیر خلاص

شاید بهترین دیالوگی که میخ آخر را بر تابوت این کلیشه کوبید، در فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind باشد. کلمنتاین (کیت وینسلت) که ظاهری شبیه به این کلیشه دارد (موهای رنگی، رفتار تکانشی)، صراحتاً به جوئل می‌گوید:

“خیلی از مردا فکر می‌کنن من یه جور کانسپت (مفهوم) هستم یا اینکه من کاملم… ولی من فقط یه دخترِ درب و داغونم که دنبال آرامش ذهن خودمم. من کامل نیستم جوئل.”

این دیالوگ فریاد اعتراض شخصیت‌های زن علیه این است که صرفاً به عنوان “الهام‌بخشِ مردان” دیده شوند.

چرا باید این کلیشه را دور بریزیم؟

وجود شخصیت‌های Manic Pixie Dream Girlبه هر دو جنس آسیب می‌زند. به مردان می‌آموزد که برای حل مشکلات روحی‌شان نیاز به تلاش شخصی ندارند و باید منتظر دختری جادویی باشند که آن‌ها را نجات دهد. و به زنان می‌آموزد که جذابیت آن‌ها در “عجیب بودن”، “کودکانه بودن” و “در خدمت مردان بودن” است.

سینمای امروز خوشبختانه در حال عبور از این کلیشه است. ما اکنون شاهد شخصیت‌های زنی هستیم که پیچیده‌اند، نقص دارند، گاهی خودخواه هستند و قهرمان داستان زندگی خودشان‌اند، نه سیاهی‌لشکر داستان یک مرد.

نتیجه‌گیری

شناخت کلیشه “Manic Pixie Dream Girl” به ما کمک می‌کند تا با سواد سینمایی بالاتری فیلم ببینیم. دفعه بعد که در فیلمی دختری را دیدید که بدون هیچ دلیل منطقی، تمام زندگی‌اش را وقف شاد کردن یک پسر افسرده کرده است، می‌دانید که با یک فانتزی تنبلانه طرف هستید، نه یک شخصیت‌پردازی واقعی. سینما به زنان واقعی نیاز دارد؛ زنانی با تمام تناقض‌ها، زشتی‌ها و زیبایی‌های انسانی‌شان.

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه داستان فیلم را اسپویل می‌کند؟

logo دانلود اپلیکیشن کافه مدیا از کافه بازار