
تراپی با رنگها: معرفی بهترین فیلمها با پالت رنگی پاستلی برای حال خوب
مقدمه:
آیا تا به حال احساس کردهاید که چشمانتان نیاز به استراحت دارند؟ نه استراحت با بستن چشمها، بلکه استراحت با دیدن تصاویری که مثل یک دسر خوشمزه، شیرین و آرامشبخش هستند. در دنیای سینما که پر از فیلمهای اکشن با رنگهای تیره و کنتراستهای خشن است، ژانری وجود دارد که مثل یک نسیم خنک تابستانی عمل میکند: فیلمهایی با پالت رنگی پاستلی. رنگهای پاستلی—صورتی ملایم، آبی آسمانی، نعنایی روشن و لیمویی—قدرت عجیبی در تغییر خلقوکوی ما دارند. این فیلمها فقط داستان تعریف نمیکنند؛ آنها شما را در دنیایی غرق میکنند که انگار از جنس پشمک و ابرهای پنبهای ساخته شده است. اگر به دنبال فیلمهایی هستید که “وایب” (Vibe) مثبت دارند و از نظر بصری شما را نوازش میکنند، این مقاله مخصوص شماست. بیایید ببینیم چگونه کارگردانان بزرگ از این رنگها برای ساختن دنیاهای جادویی استفاده میکنند.
معرفی (وس اندرسون: پادشاه سرزمینهای پاستلی)
غیرممکن است درباره رنگهای پاستلی در سینما صحبت کنیم و نام “وس اندرسون” (Wes Anderson) در صدر لیست نباشد. او معماری است که با دوربین فیلم میسازد. فیلم “هتل بزرگ بوداپست” (The Grand Budapest Hotel) شاید مشهورترین نمونه این سبک باشد.
جادوی تقارن و رنگ در هتل بزرگ بوداپست
در این فیلم، رنگ صورتی و بنفش ملایم بر همه چیز حاکم است؛ از نمای بیرونی هتل گرفته تا جعبههای شیرینی “مندلز”. اندرسون از این رنگها استفاده میکند تا حس نوستالژی را بیدار کند. دنیای او واقعی نیست، بلکه شبیه به یک خانه عروسکی بزرگ و پرجزئیات است که در آن حتی خشونت و غم هم در لایهای از زیبایی فانتزی پیچیده شدهاند. تماشای فیلمهای اندرسون مثل ورق زدن یک کتاب داستان مصور قدیمی و خوشرنگ است که بلافاصله سطح استرس شما را پایین میآورد. تقارن وسواسگونه در قاببندیهای او در کنار این رنگهای ملایم، نظمی آرامشبخش به ذهن آشفته مخاطب میدهد.

معرفی (باربی: انفجار صورتی و بازتعریف زنانگی)
در سالهای اخیر، هیچ فیلمی به اندازه “باربی” (Barbie) گرتا گرویگ نتوانسته قدرت رنگهای پاستلی را به رخ بکشد. اگرچه رنگ صورتی تند (Hot Pink) در این فیلم زیاد دیده میشود، اما بخش بزرگی از “باربیلند” با طیفهای ملایم و پاستلی طراحی شده است.
تاثیر بصری باربیلند بر ذهن
در اینجا، رنگهای پاستلی کارکردی متفاوت دارند. آنها نمادی از یک آرمانشهر مصنوعی و بینقص هستند. فیلم با استفاده افراطی از این رنگها، حس شادی و سرزندگی را القا میکند. تماشای باربی مثل تزریق مستقیم دوپامین به مغز است. طراحی صحنه این فیلم ثابت کرد که رنگهای روشن و “دخترانه” میتوانند بستری برای روایت داستانهای عمیق و فلسفی باشند و نباید آنها را دستکم گرفت.
معرفی (سوفیا کوپولا و مالیخولیای شیرین)
اگر وس اندرسون از پاستل برای فانتزی استفاده میکند، “سوفیا کوپولا” از آن برای نشان دادن تنهایی و رویاپردازی استفاده میکند. فیلم “ماری آنتوانت” (Marie Antoinette) ضیافتی از رنگهای پاستلی است. کیکهای خامهای، لباسهای ابریشمی آبی و صورتی، و کفشهای رنگارنگ، همگی در خدمت نشان دادن دنیای ایزوله و لوکس ملکه فرانسه هستند.
سبک بصری در فیلم ماری آنتوانت
در فیلمهای کوپولا، پالت پاستلی نوعی “فیلتر اینستاگرام” پیش از اختراع اینستاگرام است! این رنگها به فیلم حالتی خوابگونه (Dreamy) میدهند. وقتی فیلم “The Virgin Suicides” را میبینید، با وجود تلخی داستان، غرق در نورهای طلایی و رنگهای محو دهه هفتادی میشوید. این تضاد بین ظاهر شیرین و داستان تلخ، حسی عجیب و ماندگار در بیننده ایجاد میکند که به آن “غمِ زیبا” میگویند.
چرا رنگهای پاستلی حالمان را خوب میکنند؟
از نظر روانشناسی، رنگهای پاستلی دارای اشباع رنگی پایین (Low Saturation) و روشنایی بالا هستند. این ترکیب باعث میشود چشم برای پردازش آنها انرژی کمتری مصرف کند که نتیجهاش ایجاد حس آرامش فیزیکی و روانی است.
روانشناسی رنگها در پروژه فلوریدا
فیلمهایی مثل “پروژه فلوریدا” (The Florida Project) از این ویژگی استفاده هوشمندانهای میکنند. در این فیلم، متلهای ارزانقیمت با رنگهای بنفش و یاسی رنگآمیزی شدهاند تا دنیای سخت فقر را از دریچه نگاه معصومانه و شاد کودکان نشان دهند. این فیلمها به ما یادآوری میکنند که حتی در شرایط سخت، میتوان زیبایی را پیدا کرد. دیدن این پالتهای رنگی باعث ترشح سروتونین میشود و به نوعی ذهن را از دغدغههای خاکستری روزمره جدا میکند.
نتیجهگیری
سینما همیشه بازتاب واقعیت نیست؛ گاهی اوقات فراری است به سوی دنیایی که دوست داریم وجود داشته باشد. فیلمهایی با پالت رنگی پاستلی، پنجرهای به سوی این دنیای ایدهآل هستند. آنها با زبان رنگها با ناخودآگاه ما صحبت میکنند و میگویند: “آرام باش، دنیا هنوز هم جای قشنگی است.”
چه غرق در دنیای متقارن وس اندرسون شوید، چه در سرزمین پلاستیکی باربی قدم بزنید و چه در رویاهای تاریخی سوفیا کوپولا گم شوید، این فیلمها بهترین دارو برای روزهای ابری و گرفته هستند. پس دفعه بعد که احساس خستگی کردید، به جای یک فیلم اکشن پرسروصدا، یکی از این آبنباتهای تصویری را پلی کنید و اجازه دهید رنگها روح شما را ترمیم کنند.