
معرفی لایو اکشن Snow White (سفیدبرفی)
دیزنی در سالهای اخیر به بازسازی انیمیشنهای کلاسیک خود در قالب لایو اکشن پرداخته است. از “Beauty and the Beast” گرفته تا “The Little Mermaid”، این روند ادامه داشته و حالا نوبت به یکی از نمادینترین اثار دیزنی رسیده: “Snow White and the Seven Dwarfs”. اما لایو اکشن “Snow White” که قرار است در سال ۲۰۲۵ اکران شود، از همان ابتدا با جنجالها و واکنشهای متفاوتی روبرو بوده است.
جنجال انتخاب بازیگر نقش اصلی
یکی از اولین و بزرگترین جنجالهای این فیلم، انتخاب ریچل زگلر برای نقش سفیدبرفی بود. زگلر، بازیگر آمریکایی با پیشینه کلمبیایی و لهستانی، پس از درخشش در “West Side Story” ساخته استیون اسپیلبرگ، برای این نقش انتخاب شد.
منتقدان این انتخاب استدلال میکنند که نام شخصیت “Snow White” (سفیدبرفی) به پوست سفید مانند برف او اشاره دارد و انتخاب بازیگری با رنگ پوست متفاوت، خیانت به داستان اصلی است. در مقابل، حامیان این انتخاب معتقدند که دیزنی باید نمایندگی متنوعتری از فرهنگها و قومیتها داشته باشد و داستانهای کلاسیک را برای نسل امروز بازتعریف کند.
خود ریچل زگلر نیز در مصاحبههایش درباره نسخه مدرن شخصیت صحبت کرده و گفته که سفیدبرفی جدید دیگر منتظر شاهزاده نمیماند و شخصیتی قویتر و مستقلتر خواهد بود. این اظهارات نیز واکنشهای مختلفی را برانگیخت.
تغییرات داستان: کوتولهها و فراتر از آن
یکی دیگر از موارد بحثبرانگیز، تصمیم دیزنی برای تغییر هفت کوتوله بود. در ابتدا شایعاتی مبنی بر جایگزینی کوتولهها با “موجودات جادویی” منتشر شد که واکنشهای شدیدی را به دنبال داشت. پیتر دینکلیج، بازیگر مشهور کوتاهقامت که در “Game of Thrones” بازی کرده، این تصمیم را کلیشهای و توهینآمیز نسبت به افراد کوتاهقامت خواند.
در نهایت دیزنی اعلام کرد که هفت کوتوله با استفاده از جلوههای ویژه و CGI ساخته خواهند شد و تنوع بیشتری در ظاهر آنها ایجاد میشود. این تصمیم نیز واکنشهای مختلفی داشت؛ برخی آن را راهحلی مناسب دانستند و برخی معتقد بودند که دیزنی باید بازیگران واقعی کوتاهقامت را استخدام میکرد.
داستان فیلم نیز تغییرات قابل توجهی خواهد داشت. گفته میشود که سفیدبرفی در این نسخه به جای تمرکز بر عشق و ازدواج، به دنبال تبدیل شدن به یک رهبر قوی و عادل است. رابطه او با شاهزاده نیز کمتر رمانتیک و بیشتر مبتنی بر همکاری خواهد بود.
واکنشهای فضای مجازی: نفرت یا امید؟
فضای مجازی نسبت به “Snow White” به شدت دوقطبی شده است. در یک طرف، گروهی از کاربران با هشتگهایی مانند #NotMySnowWhite کمپین تحریم فیلم را راه انداختهاند. آنها معتقدند که دیزنی داستانهای کلاسیک را برای اجندای سیاسی خود تغییر میدهد و به میراث والت دیزنی احترام نمیگذارد.
در طرف دیگر، حامیان فیلم میگویند که داستانها باید با زمان تغییر کنند. آنها استدلال میکنند که انیمیشن اصلی در سال ۱۹۳۷ ساخته شده و ارزشهای آن منعکسکننده آن دوران است. نسل امروز به قهرمانان قویتر و متنوعتری نیاز دارد که خود ریچل زگلر نماینده خوبی از این نسل است.
برخی منتقدان فیلم همچنین به اظهارات گاه بیاحتیاطانه زگلر در مصاحبهها اشاره میکنند که به نظر میرسد انیمیشن اصلی را تحقیر میکند. این موضوع خشم طرفداران قدیمی دیزنی را برانگیخت.
نقش گل گدوت و کارگردانی مارک وب
گل گدوت، ستاره اسرائیلی که با بازی در نقش واندروومن شهرت جهانی کسب کرد، نقش ملکه شریر را ایفا میکند. انتخاب گدوت نیز با جنجالهایی همراه بود، به ویژه در کشورهای عربی به دلیل موضعگیریهای سیاسی او.
مارک وب، کارگردان فیلمهایی مانند “The Amazing Spider-Man”، هدایت این پروژه را بر عهده دارد. او تجربه کار با فیلمهای بلاکباستر را دارد اما برخی منتقدان نسبت به سبک کارگردانی او در یک پروژه موزیکال دیزنی تردید دارند.
چشمانداز آینده و فروش
با وجود تمام جنجالها، “Snow White” همچنان یکی از مورد انتظارترین فیلمهای دیزنی در سال ۲۰۲۵ است. تاریخ سینما نشان داده که جنجالها لزوماً به معنی شکست فیلم نیست. “The Little Mermaid” نیز با جنجالهای مشابهی روبرو بود اما در نهایت فروش خوبی داشت.
موفقیت یا شکست “Snow White” میتواند آینده لایو اکشنهای دیزنی را تعیین کند. اگر فیلم موفق شود، دیزنی احتمالاً به این روند ادامه خواهد داد. اما اگر شکست بخورد، شاید استودیو مجبور شود رویکرد خود را بازنگری کند.
نتیجهگیری
لایو اکشن “Snow White” فراتر از یک فیلم است؛ این اثر نمادی از تقابل بین سنت و مدرنیته شده است. آیا دیزنی باید داستانهای کلاسیک را دست نخورده نگه دارد یا باید آنها را برای نسل جدید بازتعریف کند؟ این سوالی است که هر طرفدار دیزنی باید با خود پاسخ دهد. فارغ از نظرات، “Snow White” قطعاً یکی از پربحثترین فیلمهای سال خواهد بود.